دخترک زیبای مندخترک زیبای من، تا این لحظه: 7 سال و 11 ماه و 19 روز سن داره

زن تنها و دخترک زیبا

خبر ناراحت کننده

اینم یه  خبر   نارحت کننده برای من  😢  واقعا چرا باید اوضاع زندگیمون جوری باشه که انتخابات یه کشور دیگه رو آینده ما تاثیر داشته باشه؟؟؟؟؟ مثلا خانواده من تو یه کشور دیگه باشن و به خاطر .......( که پر از فحش است) من نتونم خانواده رو ببینم یا برم پیششون!  😭😭😭😭 همش استرس دارم این مردیکه برگرده...استرس آینده دخترم ...استرس خانواده ام ....استرس تنهایی ‌.. ...
26 تير 1402

بعد ازمدتها

به خاطر فیلترشکن لعنتی نمیتونم بیام و تند تند پست بذارم .😖 این روزا داره میگذره ولی خب چیزی که کمی خوشحالم کرده و البته امیدوار کلاسی هست که میرم  برای دخترم هم دوچرخه خریدم و آخر هفته ها میبرمش دوچرخه سواری  همین دیگه ...‌تا درودی دیگر بدرود !☘️ ...
21 خرداد 1402

تولد

دیروز تولدم بود و من ۳۸ ساله شدم . ...وقتی به سالهای قبل نگاه میکنم وحشت میکنم که اینقدر سنم بالا رفته 🤐 . دقیقا ۲۰ سال پیش همچین موقعی داشتم برنامه ریزی میکردم برای کنکور بخونم‌! چقدر زود گذشت...... همسرخان هم همینجوری یه سره پیام میداد تولدت مبارک ‌..تولدت مبارک ...میگما تولدت مبارک !  گفتم اینهمه میگی تولدت مبارک برام چی خریدی؟ گفت دوست داری چی بخرم؟ گفتم همین که هزینه اون دوره ای که میخواستم و دوست داشتم برم رو پرداخت کردی و هزینه وسایلش رو دادی ، برام کافیه. باشه جای کادوی تولدم . تقریبا همچین چیزی هست و عکس از اینترنت هست پ.ن : فردا حوصلم بشه پست روز دختر رو هم میذارم  ...
6 خرداد 1402

کاربردی

این جمله رو تو یه پیج تو اینستا خوندم گفتم اینجا هم ثبتش کنم :  تو خانواده های ایرانی حفظ آبرو ،مهم تر از سلامت جسمی و روانی اعضای اون خانواده هست !  این جمله مصداق زندگی منه!  پ.ن : اگر حالمو بپرسی میگم خوبم ، چون حوصله توضیح دادن ندارم ولی اگر بغلم کنی میتونم تا صبح گریه کنم ......... ...
15 ارديبهشت 1402

برمیگردم

حوصلم  نمیشه بیام بنویسم . همیشه وقتی وبلاگ نویسی میکردم یه مدت هر روز پست میذاشتم ...بعدش میشد دو سه روز یه بار ....بعدش میشه هفته ای یه بار ...بعدش ماهی به بار...بعدش هم فراموش!  البته این وبلاگ اینجوری نمیشه ها ...😁 برمیگردم  ...
11 ارديبهشت 1402

چارلی چاپلین

الان یه مطلبی خوندم خیلی به دلم نشست ‌.دقیقا عقیده منم اینجوری هست: من اگر پیامبر بودم رسالتم شادمانی بود بشارتم آزادی و معجزه ام خنداندن کودکان بود نه از جهنمی می‌ترساندم و نه به بهشتی وعده میدادم تنها می آموختم اندیشیدن و انسان بودن را... .. ...
25 فروردين 1402

دکتر امیرآبادی

و باز هم دستان طلایی دکتر امیرآبادی .  یک بار سال ۹۱ و عمل مامانم.  الانم عمل گوش دخترکم گوش چپ دخترم به خاطر عفونت ۷۰ درصد شنوایی رو از دست داده بود و گوش راستش حدود ۳۰ درصد شنواییش رو از دست داده بود . تقریبا دو ماهه درگیر گوشش هستم که امروز دکتر امیر ابادی دخترکم رو عمل کرد و الانم دخترکم صحیح و سالم و انگار نه انگار عمل کرده. نه دردی داره و نه عوارضی و داره بدو بدو میکنه و بازی میکنه 🤗 ...
24 فروردين 1402