مادر
نمیدونم شما ام مثه من هستید یا نه ....
اما من بعضی وقتا ، وقتی مامانم خوابه...زل میزنم به قفسه سینه اش... بالا پایین میره یا نه...
ناخودآگاه استرس تمام وجودمو میگیره که نکنه یه وقت تکون نخوره...
خیلی وقتا اون قدر سر و صدا میکنم که بیدار بشه و خیالم راحت بشه
همیشه قبل از خواب مادر پدرتون رو ببوسید ...تا وقتی کنارشون هستید
این نفس کشیدنه تموم خونه رو گرم نگه میداره
پ.ن : الان که مامانم هست قدر این لحظه های دونفره سبزی پاک کردن و چایی خوردن و ...میدونم .

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


مادر
